السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

58

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

جاهلى فروتر از زيد بود . و بعد از اسلام نيز ، ورقه نصرانى نسبت به وحى و جبرئيل از رسول خدا ( ص ) آگاهتر بود . و ابوبكر و عمر بيش از رسول خدا ( ص ) از بازى و بيهودگى پرهيز مىكردند . و آن صحابى كه آيات جا افتاده را تلاوت كرد ، حافظه‌اش از رسول خدا ( ص ) قوىتر بود . و رسول خدا ( ص ) همانند ساير مردمان است و خداوند او را از بازيگرى و سحر يهود مصون نداشته است . و او خشمگين مىشود و كسانى را كه سزاوار نيستند لعنت مىكند و دشنام مىدهد ! ! « 1 » و بديهى است كه هر كس به صحت اين احاديث ايمان آورد ، در جان او بينشى پديد آيد كه با محتواى روايات پيشين درباره صفات ويژه خاتم انبياء ( ص ) كه او را با فضائلى انبوه از ساير مردم جدا مىسازد ، تناقض دارد . و آن مرد سعودى ( ظاهراً آگاه ) حق داشت كه بگويد : « محمد مردى مثل من بود كه مرد ! » اضافه بر اين گونه احاديث كه ديد و بينشى متناقض با آن فضائل را ايجاد مىكند ، كارى است كه خليفه صحابى عمربن خطاب انجام داد و با رأى و اجتهاد شخصى خويش آن « شجره » و درختى را كه در زير آن با رسول خدا ( ص ) در حديبيه بيعت شده بود ، قطع كرد . « 2 » ولى از سوى ديگر ، همه اين احاديثِ پائين آورنده مقام و منزلت رسول خدا ( ص ) را خطبه « قاصعه » امام على ( ع ) نقض و نابود مىكند . آنجا كه فرموده :

--> ( 1 ) - از آنجا كه احاديث مكتب خلفا بينشى ايجاد مىكند كه جايگاه رسول خدا را از جايگاه انسان عادى پائين‌تر مىآورد - به ويژه در داستان ساختگى - افسانه غرانيق كه بطلانش را در جزء چهارم نقش ائمه آشكار ساختيم - و از اين راه امكان القاى شبهه در وحى و قرآن از خلال آنها ميسور مىگردد ، مبشران مستشرق نصارى در پژوهشهاى اسلامى خود به احاديث مكتب خلفا استناد كرده و احاديث مكتب اهل‌البيت را رها ساخته و پشت سر انداخته‌اند . ( 2 ) - شفاء الصدور ص 27 ، مشروح داستان در شرح نهج البلاغه ابن‌ابى الحديد ، ج 1 ص 59 آمده است .